روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
376
شرح شطحيات ( فارسى )
عالم بخيل . » و گفت « انّ هذا الدين ليؤيّد بالرجل الفاجر . » ازين جاى گفت كه « استاد من ايشانند » يعنى در رجوليّت . اينست حكم ظاهر . و آنچ علم سرّ است - كه سرّم خبر مىدهد از غيب غيب - آن غيبى است « 4 » كه اعتقاد من در ظاهر بخلاف آنست . ( 677 ) ابليس در اوّليّت افتاد در بحر معرفت . ادراك كرد آنچ ادراك نكرده بود از حقيقت . از حقّ بحقّ غرّه شد . يم توحيد او را بساحل تجريد افگند ، در محضر جمع بماند ، بعد از آن كه در ظاهر نكره بود . نكره او را خداع كرد به ترك وسايط ، بگفت كه « وسايط در تجريد توحيد شركست . » امر برداشت ، و در جمع ايمن شد از تفرقه . تفرقه برداشت . از اصل بفرع رجوع نكرد . طمأنينت يافت بداعى سرّ در هواجس او ، آنجا كه او را خداع كرد ، گفتش « از شاهد قدم سوى شاهد عدم مرو . » حقيقت خداع نشناخت ، كه در قدم عدم نيست . ندانست كه حقيقت تفرقهء جمع است ، « و ما آدم الا هو » . غلط كرد ، و به رؤيت وحدت از وحدت بازماند . ( 678 ) امّا فرعون شواهد ربوبيّت از نفس او برو پيدا شد . در نفس خود افتاد ؛ پنداشت كه شواهد حقّ است بعينه . پس به رؤيت ربوبيّت از ربّ محجوب شد . خود را شاهد ربوبيّت ديد . پنداشت كه شاهد مشهود است . مشهود اضافت بشاهد كرد « 18 » . پس گفت « ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي . » « 19 »
--> ( 4 ) است : - SM ( 18 ) مشهود اضافت بشاهد كرد SM : فاضاف الرب الى الربوبية A ( 19 ) ما عَلِمْتُ . . : سورهء 28 ( القصص ) آيهء 38